بهترين و هزاران مطالب خواندني

بهترين مطالب و جملات خواندني زيبا

  • حرفي از نام تو
  • حرفي از نام تو
  • ҖҖ     گره     ҖҖ
  • 777
  • 7

رنج >>>>>

۱۸۸ بازديد


من نمي دانم و همين درد مرا سخت مي آزارد

كه چرا انسان اين دانا اين پيغمبر
در تكاپوهايش چيزي از معجزه آن سوتر
ره نبرده ست به اعجاز محبت چه دليلي دارد ؟
چه دليلي دارد كه هنوز
مهرباني را نشناخته است ؟
و نمي داند در يك لبخند
چه شگفتي هايي پنهان است
من برآنم كه درين دنيا
خوب بودن به خدا سهلترين كارست
ونمي دانم كه چرا انسان تا اين حد با خوبي بيگانه است
و همين درد مرا سخت مي آزارد


فريدون مشيري


77

۱۸۸ بازديد


( صبر كن منم باهات ميام )

۱۷۲ بازديد

()()()()()()()()()()()()()()()()()

 


دنبال كسي نيستم كه وقتي ميگم " ميرم " بگه : نرو

كسي رو ميخوام كه وقتي گفتم ميرم

بگه

صبر كن منم باهات ميام

()()()()()()()()()()()()()()()()()


محـتـــــــــــــاج

۱۹۲ بازديد

 

  

تو از احساس من دوري واسم تنهايي عادت شد

شكستي قلبمو آخر خيالت حالا راحت شد

ندونستي دوست دارم

نفهميدي تو رو ميخوام

تو تنها آرزوم بودي

گذاشتي رفتي من تنهام

ببين هيچ انتظاري نيست

نشد كه تو دلت جاشم

ولي باور بكن نازم كه من محتاج محتاجم

محتاجـــــــــم

محتاجــــــــــــــــم...

 

  


ز خيالم گذري كن .!.

۱۷۱ بازديد

از خيالم گذري كن


از خيالم گذري كن شايد،


        
زير تابوت دل‌انگيز نگاهت قدمي بردارم


يا تو را آه بلندي بكشم،


       
به بلنداي سپيداري كه پشت پرچين زمستان به تو مي‌انديشد.


شايد از هيبت اين آه بلند،


       
گل كند غنچه ى بغضي كه گلوگير من است.


گهي از باغ خيالم گذري كن


      
تا فراموش كنم خانهء عشق، خراب آباد است.


از خيالم گذري كن شايد،


      
من بازنده به بازي گيرم مهره هايي كه مرا باخته‌اند.


با حضورت شايد


        
بويي از نغمه ى يك كبك بهاري به مشامم برسد،


             
يا پر از رايحه ى شيهه ي يك اسب قزل، در شميم شبدر،


                        به بهار انديشم.


 
از خيالم گذري كن اي عشق

 

 


" نامه "

۱۶۱ بازديد

شما اي خاطرات كهنه و پوسيده و در هم ز من امشب چه مي خواهيد؟؟

ز من امشب كه ميميرم يكه و تنها . چه مي خواهيد؟

براي مردنم كسي را خبر نسازيد

نمي خواهم پدر بر هم زند چشمان بازم را.

نمي خواهم ببيند مادرم سختي جان كندنم را

نامه اي نوشتم كه گر افتد به دست خواهرم

از دل كشد آهي

و گر افتد به دست دلبرم . اشكش فرو ريزد

بدينسان نامه ام : : :

سلام مادر. سلام اي نازنين اي مهربان اي بهترين مادر

دگر در دفترم شعر جديدي را

نخواهي ديد نخواهي خواند

دگر در آلبومم عكس جديدي را نخواهي ديد

دگر هر شب در را به رويم باز نخواهي كرد

دگر از من نمي پرسي  كجا بودي در اين ظلمت؟؟؟

چه مي كردي ؟؟ چه مي خواهي؟

مادر اگر روزي يار مهرباني آمد سراغ من

بگو: فرزندم به نا كامي جان داد

و تا آخرين لحظه عمر به سختي سخن مي گفت:

خداحافظ عزيزانم

خداحافظ رفيقانم

خداحافظ....

محبوبم

 


قلعه تنهايي ...

۱۶۴ بازديد

 

آه اگر روزي نگاه تو
مونس چشمان من باشد
قلعه سنگين تنهايي
چهار ديوارش زهم پاشد
آه اگر دستان خوب تو
حامي دستان من باشد
قلعه سنگين تنهايي
چهار ديوارش زهم پاشد
قلعه تنهايي ما را
ديو در بندان خود كرده
خون چكد از ناخن اين ديوار
جان به لبهاي من آورده
آه اگر روزي صداي تو
گوشه آواز من باشد
قلعه سنگين تنهايي
چهار ديوارش زهم پاشد
آه اگر ديروز برگردد
لحظه اي امروز من باشد
قلعه سنگين تنهايي
چهار ديوارش زهم پاشد
قلعه تنهايي ما را
ديو در بندان خود كرده
خون چكد از ناخن اين ديوار
جان به لبهاي من آورده

 


تنهام .....

۱۵۳ بازديد


از چي بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۱۸۷ بازديد


ميگي‌ بازم كنار همديگه واژه بچين؟

راجع به چي‌؟ باشه بشين
چشماتو باز كن يه لحظه مال من باش
يه لحظه بيا توي حس و حال من باش
پس ميكروفن رو به دست من تو بده بگم
از اين زمونه و از دلي‌ كه تكه تكست
هر آهنگ منم مساوي ذكر يك درد
جز اين هم ندارم يه فكر بهتر
از جومونگي بگم كه شده سمبل رشادت؟
ايران براش شده مثل صندوق تجارت؟
پس هنرمند وطن الان كجاست نيست؟
اون تو زيرزمين مي‌خونه چونكه مجاز نيست
از چي‌ بگم برات؟ انتظار داري چه چيزي از جيب من درآد؟
به جز كاغذ سفيد پاره، خوب آره رفيق
حرف توشه ولي‌ با خودكار سفيد
تو هم مثل مني‌ تو هم كم درد نداري
درد اصليت اينه كه تو همدرد نداري
من كسي‌ نيستم با اين زخم‌ها دردم بگيره
ولي‌ اين اشك‌ها رو كي‌ مي‌خواد گردن بگيره؟

از چي‌ بگم خدا از اين بنده‌هاي خسته؟
از اين همه درد تموم دنده هام شكسته
خنده هامو نبين اين خنده هام يه چسبه
رو لبم اين منم با يه ردّ پاي خسته
از چي‌ بگم؟ بگو از يه روح زخمي
كه بايد يك‌تنه بره تو قلب كوه سختي؟
از روز‌هايي‌ كه خط خوردن توي تقويم
خبر ميدن از يه اجتماع رو به تخريب
از چي‌ بگم؟ از بچه‌هاي پائين شهر؟
كه غذا واسه خوردن دارن ماهي‌ يه شب
اونكه تنها دليل خوابش به عشق فرداست
تنها پاتوق عشق و حالش بهشت زهراست

يا كه بگم از اون رفقاي كاخ نشين

كه هستن تو واردات كالاي ساخت چين
تو به من اينو بگو من از چي‌ بگم خوب؟
ما گفتيم و تموم درد‌ها ريشه كن شد؟
از چي‌ بگم برات؟ شايد قصه دوست داري
مثل قصّهٔ اون همكلاسيان روستايي
اگه قصّه تلخه گناه واقعيت
داستان نرگس و گل‌هاي باغ ميهن
كه نشستن با صد چرا و افسوس كاشكي‌
يه بخاري جاي چراغ نفت سوز داشتيم
چراغ افتاد توي كلاس و گور گرفت
آتشي كه پوست بچه‌ها رو مثل گرگ گرفت
يه طفل معصوم با داد و فرياد گفت زود
بدوين سمت در ولي‌ در هم قفل بود
چشمام خشك شد يه كم بهم اشك بده ايزد
اين بچه‌ها با كدوم دست مشق بنويسن؟
كودكي مرد در راه كلاسيكه
سوخت و منتظر يه جراح پلاستيكه
ياس نميخواد ته قصّه رو هرگز ببنده
چون باز دلش مي‌خواد كه نرگس بخنده
از چي‌ بگم كه صبح نشده غروب زد
تو قلب بچه‌هاي مدرسهٔ درودزن
غصه نخور صدام رو بشنو از زير خونت
من صدات رو به گوش همه ميرسونم
از چي‌ بگم دلي‌ كه فقط اسمش دله؟
يا عمري كه نصفش اشكه نصفش گله؟
يا از روح توي زندون كه جسمش وله
آدم مجبوره كه با شرايط وقفش بده
از چي‌ بگم بگو از يه روح زخمي
كه بايد يك‌تنه بره تو قلب كوه سختي
ولي‌ قسم به خدا قسم به روح تختي
كه من بدون ترس ميرم به سو‌ي تقدير
خيلي‌ خشنه زندگي‌ ولي‌ حوصله كردم
تو فشن زندگي‌ من يه مدل دردم
ولي‌ دفتر گذشته‌ها رو ذرّه ذرّه كردم
اومدم جلو كه پي‌ دردسر بگردم
از چي‌ بگم ؟؟؟

از چي بگم ؟؟


" اشك "

۱۵۸ بازديد

كسي براي من و تو دلش نسوخت


دستامون از هم جدا ، دستاي سرد

كسي براي آخر قصه ما

واسه مرگ عشقمون گريه نكرد

اشك عاشق ديدني نيست

همه حرفا گفتني نيست

رفتي اما عشقت هرگز

ديگه از ياد رفتني نيست

گاهي وقتاس كه سكوت ، مثل عشق ، يه حس دوست داشتنيه

گاهي وقتاس كه نگاه ، بيشتر از هزار تا حرف گفتنيه

كار تو اشك منو شمردنه

دل و پس گرفتن و سپردنه

كار من هميشه از تو گفتنه

دل من محكوم به شكستنه

گفتي بگو عاشق و بيمار كيستي؟!

من عاشق توام !!! .... تو بگو يار كيستي؟