از چي بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهترين مطالب و جملات خواندني زيبا

  • حرفي از نام تو
  • حرفي از نام تو
  • ҖҖ     گره     ҖҖ
  • 777
  • 7

از چي بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۱۸۸ بازديد


ميگي‌ بازم كنار همديگه واژه بچين؟

راجع به چي‌؟ باشه بشين
چشماتو باز كن يه لحظه مال من باش
يه لحظه بيا توي حس و حال من باش
پس ميكروفن رو به دست من تو بده بگم
از اين زمونه و از دلي‌ كه تكه تكست
هر آهنگ منم مساوي ذكر يك درد
جز اين هم ندارم يه فكر بهتر
از جومونگي بگم كه شده سمبل رشادت؟
ايران براش شده مثل صندوق تجارت؟
پس هنرمند وطن الان كجاست نيست؟
اون تو زيرزمين مي‌خونه چونكه مجاز نيست
از چي‌ بگم برات؟ انتظار داري چه چيزي از جيب من درآد؟
به جز كاغذ سفيد پاره، خوب آره رفيق
حرف توشه ولي‌ با خودكار سفيد
تو هم مثل مني‌ تو هم كم درد نداري
درد اصليت اينه كه تو همدرد نداري
من كسي‌ نيستم با اين زخم‌ها دردم بگيره
ولي‌ اين اشك‌ها رو كي‌ مي‌خواد گردن بگيره؟

از چي‌ بگم خدا از اين بنده‌هاي خسته؟
از اين همه درد تموم دنده هام شكسته
خنده هامو نبين اين خنده هام يه چسبه
رو لبم اين منم با يه ردّ پاي خسته
از چي‌ بگم؟ بگو از يه روح زخمي
كه بايد يك‌تنه بره تو قلب كوه سختي؟
از روز‌هايي‌ كه خط خوردن توي تقويم
خبر ميدن از يه اجتماع رو به تخريب
از چي‌ بگم؟ از بچه‌هاي پائين شهر؟
كه غذا واسه خوردن دارن ماهي‌ يه شب
اونكه تنها دليل خوابش به عشق فرداست
تنها پاتوق عشق و حالش بهشت زهراست

يا كه بگم از اون رفقاي كاخ نشين

كه هستن تو واردات كالاي ساخت چين
تو به من اينو بگو من از چي‌ بگم خوب؟
ما گفتيم و تموم درد‌ها ريشه كن شد؟
از چي‌ بگم برات؟ شايد قصه دوست داري
مثل قصّهٔ اون همكلاسيان روستايي
اگه قصّه تلخه گناه واقعيت
داستان نرگس و گل‌هاي باغ ميهن
كه نشستن با صد چرا و افسوس كاشكي‌
يه بخاري جاي چراغ نفت سوز داشتيم
چراغ افتاد توي كلاس و گور گرفت
آتشي كه پوست بچه‌ها رو مثل گرگ گرفت
يه طفل معصوم با داد و فرياد گفت زود
بدوين سمت در ولي‌ در هم قفل بود
چشمام خشك شد يه كم بهم اشك بده ايزد
اين بچه‌ها با كدوم دست مشق بنويسن؟
كودكي مرد در راه كلاسيكه
سوخت و منتظر يه جراح پلاستيكه
ياس نميخواد ته قصّه رو هرگز ببنده
چون باز دلش مي‌خواد كه نرگس بخنده
از چي‌ بگم كه صبح نشده غروب زد
تو قلب بچه‌هاي مدرسهٔ درودزن
غصه نخور صدام رو بشنو از زير خونت
من صدات رو به گوش همه ميرسونم
از چي‌ بگم دلي‌ كه فقط اسمش دله؟
يا عمري كه نصفش اشكه نصفش گله؟
يا از روح توي زندون كه جسمش وله
آدم مجبوره كه با شرايط وقفش بده
از چي‌ بگم بگو از يه روح زخمي
كه بايد يك‌تنه بره تو قلب كوه سختي
ولي‌ قسم به خدا قسم به روح تختي
كه من بدون ترس ميرم به سو‌ي تقدير
خيلي‌ خشنه زندگي‌ ولي‌ حوصله كردم
تو فشن زندگي‌ من يه مدل دردم
ولي‌ دفتر گذشته‌ها رو ذرّه ذرّه كردم
اومدم جلو كه پي‌ دردسر بگردم
از چي‌ بگم ؟؟؟

از چي بگم ؟؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد