بهترين و هزاران مطالب خواندني

بهترين مطالب و جملات خواندني زيبا

  • حرفي از نام تو
  • حرفي از نام تو
  • ҖҖ     گره     ҖҖ
  • 777
  • 7

نيـــستي

۹۷ بازديد

چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل


تنهايي است


ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من


تماشايي است


مرا در اوج مي‌خواهي تماشا كن، تماشا كن

دروغين بودم از ديروز مرا امروز حاشا كن

در اين دنيا كه حتي ابر نمي‌گريد به حال ما
همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها

فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالي قلم خشكيده در دستم

گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم

رفيقان يك به يك رفتند مرا با خود رها كردند
همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند


شگفتا از عزيزاني كه هم آواز من بودند
به سوي اوج ويراني پل پرواز من بودند

گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم


رفيقان يك به يك رفتند مرا در خود


رها كردند


همه خود درد من بودند گمان كردم


كه همدردند



سرگردون

۸۹ بازديد

 

از عذاب جاده خسته نرسيده و رسيده
آهي از سر رسيدن نكشيده و كشيده
غم سرگردوني‌هام رو با تو صادقانه گفتم
اسمي كه اسم شبم بود با تو عاشقانه گفتم

من سرگردون ساده تو رو صادق مي‌دونستم
اين برام شكسته اما تو رو عاشق مي‌دونستم
تو تموم طول جاده كه افق برابرم بود
شوق تو راه توشه من اسم تو همسفرم بود

من دل شيشه‌اي هرجا هر شكستن كه شكستم
زير كوهبار غصه هر نشستن كه نشستم
عشق تو از خاطرم برد كه نهيفم و پياده
تو رو فرياد زدم و باز خون شدم تو رگ جاده

من سرگردون ساده تو رو صادق مي‌دونستم
اين برام شكسته اما تو رو عاشق مي‌دونستم

 نمباد شرجي وسط دشت تابستون
تازيانه‌هاي رگبار توي چله زمستون
نتونستن، نتونستن كينه من رو بگيرن
از من خسته خسته شوق رفتن رو بگيرن

حالا كه رسيدم اينجا پر قصه برا گفتن
پر نياز تو براي آه كشيدن و شنفتن
تو رو با خودم غريبه از غمم جدا مي‌بينم
خودم رو پر از ترانه تو رو بي‌صدا مي‌بينم

اون هميشه با محبت براي من ديگه نيستي
نگو صادقي به عشقت آخه چشم‌هات مي‌گه نيستي

 


اي نازنين !

۹۳ بازديد


اينجا به جز درد و دروغ همخانه‌اي با ما نبود

در غربت من مثل من هرگز كسي تنها نبود

عشق و شعور و اعتقاد كالاي بازار كساد

سوداگران در شكل دوست بر نارفيقان شرم باد

هجرت سرابي بود و بس خوابي كه تعبيري

نداشت

هر كس كه روزي يار بود اينجا مرا تنها گذاشت

اينجا مرا تنها گذاشت

اي نازنين، اي نازنين در آينه ما را ببين

از شرم اين صدچهره‌ها در آينه افتاده چين

من با تو گريه كرده‌ام در سوگ همراهان خويش

آنان كه عاشق مانده‌اند در خانه بر پيمان خويش


اي مثل من در خود اسير ليلاي

من با من بمير

تنها به يُمن مرگ ما اين قصه

مي‌ماند به جا


هجرت سرابي بود و بس خوابي كه تعبيري

نداشت

هر كس كه روزي يار بود اينجا مرا تنها گذاشت

اينجا مرا تنها گذاشت !



مرا به خانه ام ببر !

۹۰ بازديد

شب‌آشيان شب‌زده
چكاوك شكسته پر
رسيده‌ام به ناكجا
مرا به خانه‌ام ببر
كسي به ياد عشق نيست
كسي به فكر ما شدن
از آن تبار خود شكن
تو مانده‌اي و بغض من


از اين چراغ مُردگي
از اين بر آب سوختن
از اين پرنده كشتن و
از اين قفس فروختن
چگونه گريه سر كنم
كه يار غمگسار نيست
مرا به خانه‌ام ببر
كه شهر، شهر يار نيست

مرا به خانه‌ام ببر
ستاره دلنواز نيست
سكوت نعره ميزند
كه شب ترانه‌ساز نيست
مرا به خانه‌ام ببر
كه عشق در ميانه نيست
مرا به خانه‌ام ببر
اگر چه خانه خانه نيست


دنياي اين روزاي من ...

۳۸۷ بازديد

 

دنياي اين روزاي من هم قد تن پوشم شده

انقدر دورم از تو كه دنيا فراموشم شده

دنياي اين روزاي من درگير تنهاييم شده

تنها مدارا مي كنيم دنيا عجب جايي شده

هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم

آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم

در حسرت فرداي تو تقويممو پر مي كنم

هر روز اين تنهاييو فردا تصور مي كنم

هم سنگ اين روزاي من حتي شبم تاريك نيست

اينجا به جز دوري تو چيزي به من نزديك نيست

هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم

آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم

دنياي اين روزاي من همقد تن پوشم شده

انقدر دورم از تو كه دنيا فراموشم شده

دنياي اين روزاي من درگير تنهاييم شده


تنها مدارا مي كنيم دنيا عجب جايي شده



من از تو ...

۹۶ بازديد

من از تو راه برگشتي ندارم تو از من نبض دنيامو گرفتي

تمام جاده ها رو لوله كردم تو قبلا رد پاهامو گرفتي

من از تو راه برگشتي ندارم به سمت سرازيرم هميشه

تو مي دوني اگه از من جداشي منم كه سمت تو ميرم هميشه

من از تو راه برگشتي ندارم به سمت سرازيرم هميشه

تو مي دوني اگه از من جداشي منم كه سمت تو ميرم هميشه

مسير جاده بازه روبم اما براي دل بريدن از تو ديره

كسي كه رفتنو باور نداره اگه مرد سفر باشه نميره

من از تو راه برگشتي ندارم به سمت تو سرازيرم هميشه

تو مي دوني اگه از من جداشي منم كه سمت تو ميرم هميشه 
 

خودم گفتم يه راه رفتني هست خودم گفتم ولي باور نكردم

دارم مي رم كه تو فكرم بموني دارم ميرم دعا كن برنگردم


انسان

۱۰۴ بازديد
 

در بندها بس بنديان انسان به انسان ديده ام
از حكمبر تا حكمران حيوان به حيوان ديده ام

در مكر او، در فكر اين، در شكر او، در ذكر اين
از حاجيان تا ناجيان شيطان به شيطان ديده ام

ديدي اگر بي خانمان از هر تباري صد جوان
من پيرهاي ناتوان دربان به دربان ديده ام

اي روزگار دلشكن هردم مرا سنگي مزن
من سنگها در لقمه نان دندان به دندان ديده ام

از خود رجزخواني مكن ، تصوير گرداني مكن
من گردن گردن كشان رسمان به رسمان ديده ام

شرح ستم بس خوانده ام ، آتش به آتش مانده ام
من اشك چشم كودكان دامان به دامان ديده ام

از اين كله تا آن كله فرقي ندارد شيخ و شه
من پاسدار و پاسبان، ايران به ايران ديده ام

ماتم چه گويم زين وطن كز برگ برگ اين چمن
من خون چشم شاعران ديوان به ديوان ديده ام

چكش به فرق من مزن اي صبر فولادين من
من ضربت پتك زمان سندان به سندان ديده ام

 


ﻳﺎد ﻣﻦ ﺑﺎش !

۱۰۱ بازديد

‫رﻓﺘﻲ وﺧﺎﻃﺮهﻫﺎي ﺗﻮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺗﻮ ﺧﻴﺎﻟﻢ

‫ﺑﻲ ﺗﻮ ﻣﻦ اﺳﻴﺮ دﺳﺖ آرزوﻫﺎي ﻣﺤﺎﻟﻢ

‫ﻳـﺎد ﻣـﻦ ﻧـﺒـﻮدي اﻣـﺎ، ﻣـﻦ ﺑﻪ ﻳـﺎد ﺗـﻮ ﺷﻜﺴﺘﻢ

‫ﻏﻴﺮ ﺗﻮ ﻛﻪ دوري از ﻣﻦ، دل ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻛﺴﻲ ﻧﺒﺴﺘﻢ

 

‫ﻫﻢ ﺗﺮاﻧﻪ ﻳﺎد ﻣﻦ ﺑﺎش

‫ﺑﻲ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻳﺎد ﻣﻦ ﺑﺎش

‫وﻗﺖ ﺑـﻴﺪاري ﻣﻬﺘﺎب

‫ﻋﺎﺷﻘﺎﻧـﻪ ﻳﺎد ﻣﻦ ﺑﺎش

 

 

‫اﮔﻪ ﺑﺎﺷﻲ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﺖ، ﻣﻴﺸﻪ از ﺣﺎدﺛﻪ رد ﺷﺪ

ﻣﻴﺸﻪ ﺗﻮ آﺗـﻴﺶ ﻋﺸﻘﺖ، ﮔُﺮ ﮔﺮﻓﺘﻨﻮ ﺑﻠﺪ ﺷﺪ

‫اﮔﻪ دوري، اﮔﻪ ﻧﻴﺴﺘﻲ، ﻧﻔﺲ ﻓﺮﻳﺎد ﻣﻦ ﺑﺎش

‫ﺗـﺎ اﺑـﺪ، ﺗـﺎ ﺗـﻪ دﻧﻴﺎ، ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻳﺎد ﻣﻦ ﺑﺎش

 


*** بازي ***

۹۴ بازديد

تمام سال من بي تو پر از سوز زمستونه

صداي خنده رو هيچكس نمي شنوه از اين خونه

تو رفتي و نگاه من يه دريا درد و غم داره

يكي انگار توي سينه ام گل ياس داره ميكاره

بي تو قلب جهنم هم مثل خونه واسم سرده

با اون حالي كه تو رفتي محال بازي برگرده

دارم يخ ميزنم بي تو تا فرصت هست آخه برگرد

تو اين سرماي تنهايي نمي شه حفظ ظاهر كرد

جاي خالي تو داره همه دنيــا مو ميگيره

بي تو آسون ترين كارا واسم سخت و نفس گيره

بي تو همصحبت شب هام همين چهار دونه ديواره

بي تو اين سقف هم سقف نيست ازش دلتنگي ميباره


روزاي بي خاطره .....

۹۳ بازديد
 

ﺑﻮﺳﻪي ﺑﺎد ﺧﺰوﻧﻲ، ﺑﺎ ﻫﺰار ﻧﺎﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻲ

‫زﻳﺮ ﮔﻮش ﺑﺮگ ﺗﻨﻬﺎ

‫ﻣﻴـﮕﻪ ﻃﻌﻤﻪ ﺧﺰوﻧﻲ

‫ﺑﺮگ ﺳﺒﺰ و ﺗﺮ و ﺗﺎزه، رﻧﮓ ﺳﺒﺰﺷﻮ ﻣﻲﺑﺎزه

‫ﻏﺮق ﺑﻮﺳﻪﻫﺎي ﺑﺎد و

‫وﺣﺸﺖ روزاي ﺗﺎزه

‫ﻣﻴﻜَﻨﻪ دل از درﺧﺖ و، ﻣﻴﺸﻪ آواره ي ﻛﻮﭼﻪ

‫ﻛﻮﭼﻪاي ﻛـﻪ ﻳﺎدﮔﺎر

‫روزاي رﻓﺘﻪ و ﭘﻮﭼﻪ

‫ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ﮔﻮﺷﻪي ﻛﻮﭼﻪ، ﭼﺸﻢ ﺑﻪ آﺳﻤﻮن ﻣﻲدوزه

‫ﻣﻴﻜُـﻨـﻪ ﻳـﺎد ﮔـﺬﺷـﺘـﻪ

‫دﻟﺶ از ﻏﺼﻪ ﻣﻲﺳﻮزه

‫ﻳﺎد ﺑﺎد ، ﻳﺎد ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﺎد ﺑﺎد

‫اﻳﻦ دل زرد و ﺗـﻬـﻲ

‫در ﺣﺴﺮت دﻳﺪار ﺑﺎد

‫ﻳـﺎد روزاﻳـﻲ ﻛﻪ ﻛﻮﭼﻪ، زﻳـﺮ ﺳﺎﻳـﻪ ﺗـﻨﻢ ﺑﻮد

‫ﻣﻬﺮﺑﻮن درﺧﺖ ﻋﺎﺷﻖ، ﻣﺴﺖ ﻋﻄﺮ ﻧﻔﺴﻢ ﺑﻮد

 

ﺳﻬﻢ ﻣﻦ از ﺑﻮﺳـﻪي ﺑﺎد

‫ﭼﻲ ﺑﮕﻢ اي داد و ﺑﻴﺪاد

‫ﻫﻤﻪ زردي و ﺗﺒﺎﻫﻲ

ﻣﺮدن و رﻓﺘﻦِ از ﻳﺎد

ﻣﺮدن و رﻓﺘﻦِ از ﻳﺎد

ﻣﺮدن و رﻓﺘﻦِ از ﻳﺎد

‫ﻣﺮدن و رﻓﺘﻦِ از ﻳﺎد

ﻣﺮدن و رﻓﺘﻦِ از ﻳﺎد