جمعه ۲۸ آبان ۹۵ ۰۸:۰۰ ۱۰۰ بازديد
اينجا به جز درد و دروغ همخانهاي با ما نبود
در غربت من مثل من هرگز كسي تنها نبود
عشق و شعور و اعتقاد كالاي بازار كساد
سوداگران در شكل دوست بر نارفيقان شرم باد
هجرت سرابي بود و بس خوابي كه تعبيري
نداشت
هر كس كه روزي يار بود اينجا مرا تنها گذاشت
اينجا مرا تنها گذاشت
اي نازنين، اي نازنين در آينه ما را ببين
از شرم اين صدچهرهها در آينه افتاده چين
من با تو گريه كردهام در سوگ همراهان خويش
آنان كه عاشق ماندهاند در خانه بر پيمان خويش
اي مثل من در خود اسير ليلاي
من با من بمير
تنها به يُمن مرگ ما اين قصه
ميماند به جا
هجرت سرابي بود و بس خوابي كه تعبيري
نداشت
هر كس كه روزي يار بود اينجا مرا تنها گذاشت
اينجا مرا تنها گذاشت !
![]()
