بهترين و هزاران مطالب خواندني

بهترين مطالب و جملات خواندني زيبا

  • حرفي از نام تو
  • حرفي از نام تو
  • ҖҖ     گره     ҖҖ
  • 777
  • 7

سقراط

۹۴ بازديد
 

روزي فيلسوف بزرگي كه از آشنايان سقراط بود، با

هيجان نزد او آمد و گفت: سقراط ميداني راجع به يكي

ازشاگردانت چه شنيده ام؟

سقراط پاسخ داد:" لحظه اي صبر كن. قبل از اينكه به

من چيزي بگويي از تومي خواهم آزمون كوچكي را كه

نامش سه پرسش است پاسخ دهي."

مرد پرسيد: سه پرسش؟

سقراط گفت: بله درست است.

قبل از اينكه راجع به شاگردم بامن صحبت كني، لحظه

اي آنچه را كه قصد گفتنش را داري امتحان كنيم.

اولين پرسش حقيقت است. كاملا مطمئني كه آنچه را

كه مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟

مرد جواب داد:" نه، فقط در موردش شنيده ام."

سقراط گفت:" بسيار خوب، پس واقعا نميداني كه

خبردرست است يا نادرست.

حالا بيا پرسش دوم را بگويم،"پرسش خوبي" آنچه را كه

در موردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي

است؟

"مردپاسخ داد:" نه، برعكس…"

سقراط ادامه داد:" پس مي خواهي خبري بد در مورد

شاگردم كه حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟"

 

مرد كمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد:" و اما پرسش سوم سودمند بودن ا
ست.

آن چه را كه مي خواهي در مورد شاگردم به من

بگويي برايم سودمند است؟

 

"مرد پاسخ داد:" نه، واقعا…"

سقراط نتيجه گيري كرد: " اگرمي خواهي به من چيزي

رابگويي كه نه حقيقت دارد و نه خوب است و نه حتي

سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟

 


مسافر

۹۷ بازديد
اي مسافر ! اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به كام دل ببينمت .
بگذار از اشك سرخ گذرگاهت را چراغان كنم .
آه ! كه نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي كند ... و شگفتا كه زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه كنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه كه مي روي كمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يكباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز... آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را كه مي بيني ! آري باران اشك بي طاقتم را كه مي نگري ...
من چه كنم ؟ تو پرواز مي كني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني كه بي تو به جاي خون اشك در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم زماني كه باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟

بودن يا نبودن

۱۰۵ بازديد
  بودن يا نبودن، بحث از اين است
آيا عقل را شايسته تر آنكه :
مدام از منجنيق و تير دوران جفاپيشه ستم بردن
و يا بر روي يك دريا مصائب تيغ آهيختن
و از راه خلاف ايام آنها را سرآوردن
بمردن، خواب رفتن، بس
و بتوانيم اگر گفتن
كه با يك خفتن تنها
همه آلام قلبي و هزاران لطمه و زجر طبيعي را كه جسم ما دچارش هست
پايان مي‌توان دادن
چنين انجام را بايد به اخلاص آرزوكردن
بمردن، خواب رفتن
خواب‌رفتن، يحتمل هم خواب‌ديدن ها، همين اشكال كار ماست
زيرا اينكه در آن خواب مرگ و
بعد از آن كز چنبر اين گير و دار بي‌بقا فارغ شويم
آنگه چه رؤياها پديد آيد
همين بايد تأمل را برانگيزد
همين پروا بلايا را طويل العمر مي‌سازد
و گرنه كيست كو تن در دهد
در طعن و طنز دهر و آزار ستمگر
وهن اهل كبر و رنج خفت از معشوق و
سرگرداندن قانون
تجريهاي ديواني و
خواريها كه دائم مستعدان صبور از هر فرو مايه همي‌بينند
اينها جمله در حالي كه هر آني
به نوك دشنه‌اي عريان حساب خويش را صافي توان كردن
كدامين كس بخواهد اينهمه بار گران بردن
عرق‌ريزان و نالان زير ثقل عمر سركردن
جز آنكه ترس از چيزي پس از مرگ
آن زمين كشف‌ناكرده كه هرگز هيچ سالك از كرانش برنمي‌گردد
همانا عزم را حيران و خاطر را مردد كرده
ما را برمي انگيزد كه در هر آفت و شري كه مي‌بينيم تاب آورده
بيهوده به دامان بلياتي، جز از اينها، كه واقف نيستيم از حال آنها
خويشتن را در نيندازيم
بدين آيين شعور و معرفت ما را جمله نامرد مي‌سازد
بدين سان پوشش انديشه و سودا
صفاي صبغه اصلي همت را به رو زردي مبدل سازد و
نيات والا و گرانسنگ از همين پروا ز مجرا منحرف گرديده
از نام عمل محروم مي ماند.

 


بهترين لحظات زندگي از نگاه چارلي چاپلين

۱۰۲ بازديد

 


To fall in love


عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach.

آنقدر بخندي كه دلت درد بگيره



To find mails by the thousands when you return from a

vacation
.
بعد از اينكه از مسافرت برگشتي ببيني
هزار تا نامه داري



To go for a vacation to some pretty place.
براي مسافرت به يك جاي خوشگل بري



To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از راديو گوش بدي

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بري و به صداي بارش بارون گوش بدي



To leave the Shower and find that
the towel is warm

از حموم كه اومدي بيرون ببيني حو له ات گرمه !



To clear your last exam.
آخرين امتحانت رو پاس كني


To receive a call from someone, you don"t see a

lot, but you want to.
كسي كه معمولا زياد نمي بينيش ولي دلت
مي خواد ببينيش بهت تلفن كنه



To find money in a pant that you haven"t used
since last year.
توي شلواري كه تو سال گذشته ازش استفاده
نمي كردي پول پيدا كني



To laugh at yourself looking at mirror, making
faces.
براي خودت تو آينه شكلك در بياري و
بهش بخندي !!!



Calls at midnight that last for hours.
تلفن نيمه شب داشته باشي كه ساعتها هم
طول بكشه



To laugh without a reason.
بدون دليل بخندي



To accidentally hear somebody say something good
about you.
بطور تصادفي بشنوي كه يك نفر داره
از شما تعريف مي كنه



To wake up and realize it is still possible to sleep
for a couple of hours.
از خواب پاشي و ببيني كه چند ساعت ديگه
هم مي توني بخوابي !


To hear a song that makes you remember a special
person.
آهنگي رو گوش كني كه شخص خاصي رو به ياد شما
مي ياره



To be part of a team.
عضو يك تيم باشي


To watch the sunset from the hill top.
از بالاي تپه به غروب خورشيد نگاه كني


To make new friends.
دوستاي جديد پيدا كني



To feel butterflies!
In the stomach every time
that you see that person.
وقتي "اونو" ميبيني دلت هري
بريزه پايين !



To pass time with
your best friends.
لحظات خوبي رو با دوستانت سپري كني



To see people that you like, feeling happy
كساني رو كه دوستشون داري رو خوشحال ببيني


See an old friend again and to feel that the things
have not changed.
يه دوست قديمي رو دوباره ببينيد و
ببينيد كه فرقي نكرده



To take an evening walk along the beach.
عصر كه شد كنار ساحل قدم بزني



To have somebody tell you that he/she loves you.
يكي رو داشته باشي كه بدونيد دوستت داره


To laugh .........laugh. ........and laugh ......
remembering stupid
things done with stupid friends.

يادت بياد كه دوستاي احمقت چه كارهاي
احمقانه اي كردند و بخندي
و بخندي و
....... باز هم بخندي


These are the best moments of life....
اينها بهترين لحظه‌هاي زندگي هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونيم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگي يك
مشكل نيست كه بايد حلش كرد بلكه يك
هديه است كه بايد ازش لذت برد


يادم باشد

۱۰۰ بازديد

 

 

يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد

نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد

خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را

يادم باشد كه روز و روزگار خوش است

وتنها دل ما دل نيست

يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر و جواب

دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم

يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم

و براي سياهي ها نور بپاشم

يادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگيرم

و از آسمان درسِ پـاك زيستن

يادم باشد سنگ خيلي تنهاست..

يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند

يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام ... نه براي تكرار

اشتباهات گذشتگان

يادم باشد زندگي را دوست دارم

يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان

 

حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود زل

بزنم تا به

مفهوم بودن پي ببرم

يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي

دوره گردي كه از سازش

عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد

يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم

يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز مي

شود

يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم

يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم

يادم باشد از بچه ها ميتوان خيلي چيزها آموخت

يادم باشد پاكي كودكيم را از دست ندهم

يادم باشد زمان بهترين استاد است

يادم باشد قبل از هر كار با انگشت به پيشانيم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم

نكوبم

يادم باشد با كسي انقدر صميمي نشوم شايد روزي دشمنم شود

يادم باشد با كسي دشمني نكنم شايد روزي دوستم شود

يادم باشد پلهاي پشت سرم را ويران نكنم

يادم باشد اميد كسي را از او نگيرم شايد تنها چيزيست كه دارد

يادم باشد كه ادمها همه ارزشمند اند و همه مي توانند مهربان و دلسوز

باشند

يادم باشد كه عشق كيمياي زندگيست

 

 


فاصله

۱۰۰ بازديد

>>

 

چه خوش خيال است 

 فاصله را ميگويم

 به خيالش تو رو از من دور كرده 

 نميداند جاي تو امن است

اينجا در ميان دل من

 

ياور هميشه مؤمن

۱۰۲ بازديد

***************************************

 

اي به داد من رسيده تو روزهاي خود شكستن

اي چراغ مهربوني تو شب‌هاي وحشت من

اي تبلور حقيقت توي لحظه‌هاي ترديد

تو شب رو از من گرفتي تو من رو دادي به خورشيد

اگه باشي يا نباشي براي من تكيه‌گاهي

براي من كه غريبم تو رفيقي جون‌پناهي

 

ناجي عاطفه من شعرم از تو جون گرفته

رگ خشك بودن من از تن تو خون گرفته


اگه مديون تو باشم اگه از تو باشه جونم

قدر اون لحظه نداره كه من رو دادي نشونم

 

وقتي شب، شب سفر بود توي كوچه‌هاي وحشت

وقتي همسايه كسي بود واسه بردنم به ظلمت

وقتي هر ثانيه شب طپش هراس من بود

وقتي زخم خنجر دوست بهترين لباس من بود

تو با دست مهربوني به تنم مرهم كشيدي

برام از روشني گفتي پرده شب رو دريدي

 

اي طلوع اولين دوست اي رفيق آخر من

به سلامت سفرت خوش اي يگانه ياور من

مقصدت هرجا كه باشه هر جاي دنيا كه باشي

اون ور مرز شقايق پشت لحظه‌ها كه باشي

خاطرت باشه كه قلبت سپر بلاي من بود

تنها دست تو رفيق دست بي‌رياي من بود

 

ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت          غم من نخور كه دوري براي من شده عادت

 

******************************


قلندر

۱۰۱ بازديد
 

 

قلندرانه سوختم

                 لب از گلايه دوختم 
   

  برهنگي خريدمو

  خر قه ي تن فروختم

 

 


زمين خاموش

۹۹ بازديد

 

 

ميون سفره هفت‌رنگ نقاش

ميون آينه و شمع و گلاب‌پاش

كنار كوزه سبزينه و آب

به فكر كفتر آتيش به پر باش

كنار سرمه‌دون و تنگ ماهي

ميون آينه‌هاي چشم به راهي

كدوم پروانه مي‌سوزه دروغي

كدوم ستاره مرده اشتباهي

زمين خاموش دريا خواب و گل خيس

نه ماه پيشوني بيداره نه چهل‌گيس

لالا كن خوش‌ترين پايان قصه

كه شب اينجا شب اين قصه‌ها نيست

لالايي دختر گلبرگ و شبنم

لالايي شاخه گل‌پوش مريم

لالاكن زير طاق خواب و رؤيا

كه جا واكرده شب تو كوچه كم‌كم

 

 


لا لا

۱۰۰ بازديد

**************************************************************************

 

لالا لالا كه بارون دل‌نوازه

نسيم خيس كولي يكه‌تازه

كدوم عاشق تو اين خاموش واري

ضيافت رفته سوز و گدازه

لالايي دختر گلبرگ و شبنم

لالايي شاخه گل‌پوش مريم

لالاكن زير طاق خواب و رؤيا

كه جا واكرده شب تو كوچه كم‌كم

 

**************************************************************************