سقراط

بهترين مطالب و جملات خواندني زيبا

  • حرفي از نام تو
  • حرفي از نام تو
  • ҖҖ     گره     ҖҖ
  • 777
  • 7

سقراط

۹۹ بازديد
 

روزي فيلسوف بزرگي كه از آشنايان سقراط بود، با

هيجان نزد او آمد و گفت: سقراط ميداني راجع به يكي

ازشاگردانت چه شنيده ام؟

سقراط پاسخ داد:" لحظه اي صبر كن. قبل از اينكه به

من چيزي بگويي از تومي خواهم آزمون كوچكي را كه

نامش سه پرسش است پاسخ دهي."

مرد پرسيد: سه پرسش؟

سقراط گفت: بله درست است.

قبل از اينكه راجع به شاگردم بامن صحبت كني، لحظه

اي آنچه را كه قصد گفتنش را داري امتحان كنيم.

اولين پرسش حقيقت است. كاملا مطمئني كه آنچه را

كه مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟

مرد جواب داد:" نه، فقط در موردش شنيده ام."

سقراط گفت:" بسيار خوب، پس واقعا نميداني كه

خبردرست است يا نادرست.

حالا بيا پرسش دوم را بگويم،"پرسش خوبي" آنچه را كه

در موردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي

است؟

"مردپاسخ داد:" نه، برعكس…"

سقراط ادامه داد:" پس مي خواهي خبري بد در مورد

شاگردم كه حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟"

 

مرد كمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد:" و اما پرسش سوم سودمند بودن ا
ست.

آن چه را كه مي خواهي در مورد شاگردم به من

بگويي برايم سودمند است؟

 

"مرد پاسخ داد:" نه، واقعا…"

سقراط نتيجه گيري كرد: " اگرمي خواهي به من چيزي

رابگويي كه نه حقيقت دارد و نه خوب است و نه حتي

سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟

 


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد