........... آهنـگ كـــوچ ........

بهترين مطالب و جملات خواندني زيبا

  • حرفي از نام تو
  • حرفي از نام تو
  • ҖҖ     گره     ҖҖ
  • 777
  • 7

........... آهنـگ كـــوچ ........

۱۹۱ بازديد
 

آسمان ابري نيست !

و زمستان هم

دل من اما غمگين است

چشم من اما باراني

 

بوي غربت دارد

كوچه ي تنبل پر همهمه مان

بوي هجرت دارد

چمدانِ خسته ي من

و هواي گريه

مادر كور دم مردن من

قصد هجرت دارم

به كجا بايد رفت ؟

 

بروم

بروم

قايقي از رنج بسازم

و بهاري از عشق

بين ما دريايي ست

كه نخواهد خشكيد

بين ما صحرايي ست

كه نخواهد روياند

 

من اگر مي دانستم

من اگر مي دانستم

به كجا بايد رفت ؟

چمدانم را مي بستم

و از اينجا مي رفتم

 

قصد هجرت دارم

دل من مي گويد :

دل به دريا بزنم

و به آن شبه جزيره بروم

ميوه ي تازه ي اميد بچينم

دل من مي گويد :

سر به صحرا بزنم

بروم شهر سپيداران

و سپيديها را

ارمغان آورم، آه

چه خيال خامي دارم ! نه ؟

 

قصد هجرت دارم

به كجا بايد رفت

به كجايي كه در آن

آسمان ابري باشد

و زمستان هم

دل غمگين اما نه

 

با تو ام اي ياور

اي دوست

تو اگر سنگر امنيت من بودي

من هواي رفتن را ...

من هراس ماندن را ...

 

پيش تو مي ماندم

و بيابانها را

بارور مي كرديم

چه خيال خامي دارم ! نه ؟

 

بوي هجرت دارد

چمدان خسته ي من

و هواي گريه

مادر كور دم مردن من

قصد هجرت دارم

به كجا بايد رفت ؟

 

 


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد