هم گـنــاه

بهترين مطالب و جملات خواندني زيبا

  • حرفي از نام تو
  • حرفي از نام تو
  • ҖҖ     گره     ҖҖ
  • 777
  • 7

هم گـنــاه

۱۶۵ بازديد
 

به ديدارم بيا هر شب

در اين تنهايي ِ تنها و تاريك ِ خدا مانند
دلم تنگ است .

بيا اي روشن ، اي روشن تر از لبخند
شبم را روز كن در زير سرپوش سياهيها
دلم تنگ است.

بيا بنگر، چه غمگين و غريبانه
در اين ايوان سرپوشيده ، وين تالاب مالامال
دلي خوش كرده ام با اين پرستوها و ماهيها
و اين نيلوفر آبي و اين تالاب مهتابي

بيا اي هم گناه من درين برزخ
بهشتم نيز و هم دوزخ

به ديدارم بيا ، اي همگناه ،

اي مهربان با من
كه اينان زود مي پوشند رو در خوابهاي بي گناهيها

و من مي مانم و بيداد بي خوابي.
در اين ايوان سرپوشيده ي متروك
شب افتاده ست و در تالاب ِ من ديري ست
كه درخوابند آن نيلوفر آبي و ماهيها، پرستوها

بيا امشب كه بس تاريك و تنهايم
بيا اي روشني ، اما بپوشان روي
كه مي ترسم ترا خورشيد پندارند
و مي ترسم همه از خواب برخيزند
 و مي ترسم همه از خواب برخيزند
و مي ترسم كه چشم از خواب بردارند

نمي خواهم ببيند هيچ كس ما را
نمي خواهم بداند هيچ كس ما را
 و نيلوفر كه سر بر مي كشد از آب
پرستوها كه با پرواز و با آواز
و ماهيها كه با آن رقص غوغايي
نمي خواهم بفهمانند بيدارند.

شب افتاده ست و من تنها و تاريكم
و در ايوان و در تالاب من ديري ست در خوابند
پرستوها و ماهيها و آن نيلوفر آبي
بيا اي مهربان با من !
بيا اي ياد مهتابي !

 

مهدي اخوان ثالث


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد