جمعه ۲۸ آبان ۹۵ ۰۸:۰۳ ۲۰۷ بازديد
تو !
اون پرنده بودي
رو بوم من نشستي
اومدي وچشاتو به در خونه بستي
منم دونه مي ريختم براي تو رو ايوون
كه از سفر به اينجا يه وقت نشي پشيمون
برات تو كهكشون ها به فكر لونه بودم
غافل از اينكه خودم بي آشيونه بودم
شعر سفر مي خوندم براي پرواز تو
قصه ي دلدادگي ، براي اغاز تو
منم دونه مي ريختم براي تو رو ايوون
كه از سفر به اينجا يه وقت نشي پشيمون ...
