جمعه ۲۸ آبان ۹۵ ۰۸:۰۳ ۱۷۱ بازديد
آزادگي را من نديدم اين زمان غير از كلامي
جز اين اگر ديدي به او جانا رسان از ما سلامي
باور نكن در عهد ما
يك جو در اين دلها صفا
كو همدمي ، واي از اين بي همزباني
پايان عشق اين است اگر
خواهم كه گردون سر رسد
از من بجا نگذارد نام و نشاني
همدرد پروانه منم، آتش به دل و ديوانه منم
شبها تا هنگام سحر، تك مشتري ميخانه منم
پابوس پيمانه منم تا نهد لب بر لبم
در مستي افسانه منم ، در بي خبري رندانه منم
شبگردي آشفته سري در نيمه شبان مستانه منم
گم كرده جانانه منم ، آه ازين تاب وتبم
