به تقدس نگاهت كه تمامي اميده
دل من مثل قناري تو نگاه پريده
تو برام دليل عشقي يه بهانه واسه بودن
واژه ها رو كم ميارم واسه از غمت سرودن
تو سرماي تباهي تو واسم يه جون پناهي
سر بزن سپيده من تو شباي چشم براهي
نميدونم چي بگم من واسه ي عرض ارادت
ميدونم كه تكيه گاهي واسه اين شكسته قامت
وقتي دل به تو سپردم با همه غريبه گشتم
تويي صياد دل من من همون آهوي دشتم
تو هموني كه يه عمري دل من دربه درت بود
اين كبوتر اسيرت بي تو يك لحظه نياسود
بيا از قفس رها كن اين پرنده اسيرو
راه بده تو باغ چشمات اين پرستوي حقيرو
از تو خوندن واسه من تسكينه
تو يه همنفسي توي اين تنهايي
وقتي نيستي دل من غمگينه
من يه رودخونه ام تو مثل دريايي
بي تو بازم از تو خوندم از تو هميشه
تو صداي منو توي شب نشنيدي
گفتم توي دنيا هيشكي مثل تو نميشه
تو به حرفاي من دوباره خنديدي
تنها،تنها بي تو نتها موندم
بيا تا دوباره منو تو ما باشيم
بي تو، بي تو پر پروازم نيست
منو تو مثل دو كبوتريم چرا تنها باشيم؟
همزاد قصه هاي من با تو صدتا ترانه ام
بي خورشيد نگاه تو دل ميميره
برگرد از عمق فاصله پا روي جاده ها بزار
سرماي دستمو بگير فردا ديره
