جمعه ۲۸ آبان ۹۵ ۰۸:۰۲ ۱۵۵ بازديد
از مرگ...
هرگز از مرگ نهراسيدم
اگر چه دستانش از ابتذال شكننده تر بود
هراس من باري از مردن در سرزميني است
كه مزد گور كن
از آزادي آدمي
افزون باشد.
جستن
يافتن
و آنگاه
به اختيار برگزيدن
و از خويشتن خويش
بارويي پي افكندن...
اگر مرگ را از اين همه ارزشي بيشتر باشد
حاشا كه هرگز از مرگ هراسيده باشم
شاملو
