اسكناس

بهترين مطالب و جملات خواندني زيبا

  • حرفي از نام تو
  • حرفي از نام تو
  • ҖҖ     گره     ҖҖ
  • 777
  • 7

اسكناس

۱۰۱ بازديد

 

يك سخنران معروف در مجلسي كه دويست نفر در آن حضور داشتند، يك اسكناس هزار توماني را از جيبش بيرون آورد و پرسيد: چه كسي مايل است اين اسكناس را داشته باشد؟


دست همه حاضرين بالا رفت


سخنران گفت: بسيار خوب، من اين اسكناس را به يكي از شما خواهم داد ولي قبل از آن مي خواهم كاري بكنم. و سپس در برابر نگا ه هاي متعجب، اسكناس را مچاله كرد و پرسيد: چه كسي هنوز مايل است اين اسكناس را داشته باشد؟


و باز هم دست هاي حاضرين بالا رفت.


اين بارمرد، اسكناس مچاله شده را به زمين انداخت و چند بار آن را لگد مال كرد و با كفش خود آن را روي زمين كشيد. بعد اسكناس را برداشت و پرسيد: خوب، حالا چه كسي حاضر است صاحب اين اسكناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با اين بلاهايي كه من سر اسكناس در آوردم، از ارزش اسكناس چيزي كم نشد و همه شما خواهان آن هستيد.


و ادامه داد: در زندگي واقعي هم همين طور است، ما در بسياري موارد با تصميمــاتي كه


مي گيريم يا با مشكلاتي كه روبرو مي شويم، خم مي شويم، مچالــه مي شويم، خاك آلود مي شويم و احساس مي كنيم كه ديگر پشيزي ارزش نداريم، ولي اين گونه نيست و صرف نظر از اين كه چه بلايي سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمي دهيم و هنوز هم براي افرادي كه دوستمان دارند، آدم با ارزشي هستيم.

 


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد