جمعه ۲۸ آبان ۹۵ ۰۸:۰۱ ۱۰۶ بازديد
هر يار اهل نيرنگ
هر دوست اهل حيله
با پشت خورده خنجر
ماندن تو اين قبيله
راتو برو مسافر
برگشتنت عذابه
من تشنه لب تكيدم
آبي تر از گلابه
از دورها چه زيباست
امواج آبي عشق
اما دريغ و افسوس
چون ميرسي سرابه
نشنيده ام من از تو
يك حرف پر از صداقت
افسانه هاي دل را
بردم به سوي ظلمت
زهر است در دل جام
ريزي چو باده در خواب
گويند نوش و در دل
صدها هزار نوش آب
جاده دروغ نمي گه
فرياده از رهايي
براي پاي خسته پيغام آشنايي
كنار خط جاده
هر سايه بون يه طاق
يه سر پناه امن
تصويري از اتاق
