جمعه ۲۸ آبان ۹۵ ۰۷:۵۷ ۱۰۴ بازديد
روزگار غريبيـست ........
و عشق را كنار تيرك راهبــند تازيانه ميزنند
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
روزگار غريبيست
و در اين بنبست كج و پيچ سرما
آتش را به سوختوار سرود و شعر فروزان ميدارند
به انديشيدن خطر مكن
روزگار غريبيست
آن كه بر در ميكوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است
نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد
آنك قصابانند بر گذرگاهها مستقر
با كنده و ساتوري خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحي ميكنند و ترانه را بر دهان ها
كباب قناري بر آتش سوسن و ياس
شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
ابليس پيروز مست سور عزاي ما را بر سفره نشسته است
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد
