بهترين و هزاران مطالب خواندني

بهترين مطالب و جملات خواندني زيبا

  • حرفي از نام تو
  • حرفي از نام تو
  • ҖҖ     گره     ҖҖ
  • 777
  • 7

مســافر

۱۰۵ بازديد

 

هر يار اهل نيرنگ

هر دوست اهل حيله

با پشت خورده خنجر

ماندن تو اين قبيله

راتو برو مسافر

برگشتنت عذابه

من تشنه لب تكيدم

آبي تر از گلابه

از دورها چه زيباست

امواج آبي عشق

اما دريغ و افسوس

چون ميرسي سرابه

نشنيده ام من از تو

يك حرف پر از صداقت

افسانه هاي دل را

بردم به سوي ظلمت

زهر است در دل جام

ريزي چو باده در خواب

گويند نوش و در دل

صدها هزار نوش آب

جاده دروغ نمي گه

فرياده از رهايي

براي پاي خسته پيغام آشنايي

كنار خط جاده

هر سايه بون يه طاق

يه سر پناه امن

تصويري از اتاق


مست

۱۱۴ بازديد

 

ما هم شكسته خاطر و ديوانه بوده ايم

ما هم اسير طره جانانه بوده ايم

ما هم به روزگار جواني ز شور عشق

روزي نديم بلبل و پروانه بوده ايم

بر كام خشك ما به حقارت نظر مكن

ما هم رفيق ساغر و پيمانه بوده ايم

 

اونا كه تو زندگيشون قصه هاي خوب شنيدند

تو قمار زندگاني همه جور بازي رو ديدند

 

اونا كه تو خلوت شب شعرهاي حافظ رو خوندند

همه راه و رفتن اما بر سر دو راهي موندند

بهشون بگين كه اينجا يه نفر هميشه مسته

يه نفر هميشه تنها سر اين كوچه نشسته

بهشون بيگيد كه قصه اش مثل شاهنومه درازه

كي بوده كجا رسيده چه جوري بايد بسازه

حالا قصه هاشو مستها توي ميخونه ها ميگند

اما اون هميشه مست رو توي اونجا راه نميدند

ديگه نيست كمند دلها گيسوهاي رنگ برفش

تو ميخونه كسي نيست كه بياد رو لب و حرفش

بزاريد همه بدونن كه به دست غم اسيره

اخرش يه شب همونجا سر اين كوچه ميميره


من امشب سرخوش و ديوانه و مست و غزل خوانم

به جام مي پناه آورده ام از غم گريزانم

گر از ميخانه باز آيم مرا غم باز مي جويد

رويد اي دوستان من گوشه ميخانه مي مانم

به مستي پاي در ميدان غم بنهاده ام امشب

مگير اي رهگذر از من اگر افتان و خيزانم

 


راز عشق

۱۱۱ بازديد

                                                                                                                                      

بازوانت را به مستي حلقه كن برگردنم

تا بلرزد زير بازوهاي سيمينت تنم

چهره زيباي خود را از رخ من وا مگير

جز به آغوش چمن يا دامن من جا مگير

راز عشق خويش را آهسته خوان در گوش من

جستجو كن عشق را در گرمي آغوش من

                                                                                                                                    


اي گل تازه

۹۱ بازديد

 

اي گل تازه، اي گل تازه كه بويي ز وفا نيست تو را

خبر از سرزنش خار جفا نيست تو را

ما اسير غم و اصلا غم ما نيست تو را

با اسير غم خود رحم چرا نيست تو را

جان من سنگدلي دل به تو دادن غلط است

رفتن اولاست ز كوي تو ستادن غلط است

تو نه آني كه غم عاشق زارت باشم

ديگري جز تو مرا اين همه آزار نكرد

آنچه كردي تو به من هيچ ستمكار نكرد

بشنو پند و مكن قصد دل آزرده خويش

ور نه بسيار پشيمان شوي از كرده خويش

 


يكي را دوست ميدارم

۱۱۳ بازديد
 

يكي را دوست ميدارم

ولي افسوس او هرگز نمي داند

نگاهش ميكنم

شايد


بخواند از نگاهه من كه او را دوست ميدارم

ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند

آه

به برگ گل نوشتم من

كه او را دوست ميدارم


ولي افســـوس

 
او گل را به زلف كودكي آويخت تا او را بخنداند

صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت

بگو از من به دلدارم تو را من دوست ميدارم

ولي ناگه

ز ابر تيره برقي جست و روي ماه تابان را بپوشانيد

من به خاكستر نشيني عادت ديرينه دارم

 
سينه مالامال غم اما دلي بي كينه دارم


پاكبازم من ولي در آرزويم عشق باز يست

مثل هر جنبندهاي من هم دلي در سينه دارم

در كدامين مكتب و مذهب جرم است پاكبازي

در جهان صدها هزاران پاكباز از سينه دارم

كار هر كس نيست مكتب داري اين پاكبازان

هديه از سلطان عشق بر هر دو پايم پينه دارم




من از بيراهه هاي هله بر مي گردم و آواز شب دارم

هزار و يك شبي ديگر نگفته زير لب دارم

مثال كوره ميسوزم تنم از عشق اميد طرم دارد

حديث تازه اي از عشق مردان حلب دارد

 


دنياي ما

۱۰۱ بازديد
 

دنياي ما قصه نبود

پيغوم سربسته نبود

دنياي ما عيــونه

هركي مي‌خواد بدونه

ديناي ما خار داره

بيابوناش مار داره

هركي باهاش كار داره

دلش خبردار داره

 


نپرس از من ...

۹۷ بازديد

 

فرياد من شكايته يه روح بي‌قراره

روحــه كه خستـه از همـه زخمـي روزگـاره

گــلايـه مـن از شـمـا حـكـايت خـودم نـيست

براي من كه از شما سوختم و گم شدم نيست

اگــــه عـشـــقـي نـبــاشــه آدمـي نيـست

اگـــه آدم نـبــاشــه زنـدگـــي نـيست

نپرس از من چه آمد واي سر عشق

جواب من بجز شرمندگي نيست

 


گـــــيـــــــرم كــــــــه ...

۱۰۰ بازديد

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گيرم كه در باورتان به خاك نشسته‌ام

و ساقه‌هاي جوانم از ضربه‌هاي تبرهاتان

زخم‌داراست

با ريشه چه مي‌كنيد

گيرم كه بر سر اين بام

بنشسته در كمين پرنده‌اي

پرواز را علامت ممنوع مي‌زنيد

با جوجه‌هاي نشسته در آشيانه چه مي‌كنيد

گيرم كه مي‌زنيد

گيرم كه مي‌بُريد

گيرم كه مي‌‌كشيد


 

با رويش ناگزير جوانه چه مي‌كنيد؟

 

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


دوست من

۱۰۳ بازديد

 

من مانده ام با يك دل لبريز از دلواپسي

ماندن و پوسيدن همانا . روزي به حرفم ميرسي

در اين غريب آباد تا آب بيگانه

تا خاك بيگانه

اي عاشق رفتن . خوش ميروي خانه

هر جا كه آهويي . گم كرده راهش را

معصوم ميبيني طرز نگاهش را

آنجا تو يادم كن دوست من . دوست من

آنجا تو يادم كن دوست من . دوست من

هر جا كبوتري با قلب دلواپس

پر ميزند اما افتاده از نفس

آنجا تو يادم كن دوست من . دوست من

آنجا تو يادم كن دوست من . دوست من

هر جا گلي از شاخه ديدي جدا ماند

پا در گلي از رفتن ديدي كه وا ماند

هر جا قناريها را افسرده ميبيني

يا پشت سالاري را تا خورده ميبيني

آنجا تو يادم كن دوست من . دوست من

آنجا تو يادم كن دوست من . دوست من

من مانده ام با يك دل لبريز از دلواپسي

ماندن و پوسيدن همانا . روزي به حرفم ميرسي

در اين غريب آباد تا آب بيگانه

تا خاك بيگانه

اي عاشق رفتن . خوش ميروي خانه

هر جا كه آهويي . گم كرده راهش را

معصوم ميبيني طرز نگاهش را

آنجا تو يادم كن دوست من . دوست من

آنجا تو يادم كن دوست من . دوست من

هر جا كبوتري با قلب دلواپس

پر ميزند اما افتاده از نفس

آنجا تو يادم كن دوست من . دوست من


آنجا تو يادم كن دوست من . دوست من


 


بي وفا

۱۰۶ بازديد

 

رفتي زعشق تو برام بجز خيال و گفتگو نمونده

از ان همه خاطره ها بجز سراب ارزو نمونده

ببرگ زرد چهره ام شبنم سرد ارزو نشسته

گل تمناي منو زرفتن تو رنگ و بو نمونده

كاش ميدونـستـم بي وفـايي