بهترين و هزاران مطالب خواندني

بهترين مطالب و جملات خواندني زيبا

  • حرفي از نام تو
  • حرفي از نام تو
  • ҖҖ     گره     ҖҖ
  • 777
  • 7

هـــفــــت نصيحت از مولانا ........

۱۱۶ بازديد
 

گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)

باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

اگركسي اشتباه كرد آن را بپوشان (مثل شب)

وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )

اگر مي‌خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)

 


عشق

۱۰۹ بازديد
 

حتي عاقلترين مردمان نيز زير بار سنگين عشق خم مي شوند اما به راستي عشق به سبكي و لطافت نسيم خوش است
عشق تو را متعادل و متعالي مي كند.....

وقتي عاشقي، با هستي در يك تبادل و ارتباط عميق قرار داري ، همه چيز در يك سطح مساوي قرار دارد

 با ارزش مساوي

 


بيدل

۱۰۶ بازديد

 

 

مرديم و ز تشويش تعلق نگسستيم

چون ادم بيچاره كه افسار خران بست

 

 

 


چه كسي واقعا" خدا را دوست دارد ؟

۱۱۱ بازديد
 

مردي در عالم رويا فرشته اي را ديد كه در يك دستش مشعل

و در دست ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جاده اي روشن و

تاريك راه مي رفت

مرد جلو رفت و از فرشته پرسيد : اين مشعل و سطل آب را

كجا مي بري ؟

فرشته جواب داد : مي خواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم

و با اين سطل آب ؛ آتش هاي جهنم را خاموش كنم . آن وقت

ببينم چه كسي واقعا" خدا را دوست دارد

 


7

۱۱۳ بازديد

لطفا كرم ضد آفتاب بماليد! ( سخنراني ونه گات در مراسم فارغ التحصيلي دانشگاه )

۱۱۱ بازديد
 

 

سخنراني ونه گات در مراسم فارغ التحصيلي دانشگاه  :لطفا كرم ضد
آفتاب بماليد!


اگر ميخواستم براي آينده ي شما فقط يك نصيحت بكنم، ماليدن كرم ضد آفتاب
را توصيه ميكردم.

آثار مفيد و دراز مدت كرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در حالي
كه ساير نصايح من هيچ پايه و اساس قابل اعتمادي جز تجربه هاي پر پيچ و خم
شخص بنده ندارند.

...
اينك اين نصايح را خدمتتان عرض ميكنم:


قدر نيرو و زيبايي جوانيتان را بدانيد، ولي اگر هم ندانستيد، مهم نيست!

روزي قدر نيرو و زيبايي جواني تان را خواهيد دانست كه طراوت آن رو به افول گذارد.

اما باور كنيد تا بيست سال ديگر، به عكسهاي جواني خودتان نگاه خواهيد كرد
و به ياد مي آوريد چه امكاناتي در اختيارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده ايد.

آن طور كه تصور مي كرديد چاق نبوديد.

همه چيز در بهترين شرايطش بوده تا شما احساس خوب داشته باشيد.


نگران آينده نباشيد.

اگر هم دلتان ميخواهد نگران باشيد، فقط اين را بدانيد كه نگراني همان اندازه مؤثر است كه جويدن آدامس بادكنكي در حل يك مساله ي جبر.

مشكلات اساسي زندگي شما بي ترديد چيزهايي خواهند بود كه هرگز به مخيله ي
نگرانتان هم خطور نكرده اند، از همان نوعي كه يك روز سه شنبه ي عاطل و
باطل ناگهان احساس بد پيدا مي كنيد و نسبت به همه چيز بدبين ميشويد!


با دل ديگران بي رحم نباشيد .


عمرتان را با حسادت تلف نكنيد.



گاهي شما جلو هستيد و گاهي عقب.

مسابقه طولاني است و سر انجام، خودتان هستيد كه با خودتان مسابقه ميدهيد.


ناسزا ها را فراموش كنيد.

اگر موفق به انجام اين كار شديد راهش را به من هم نشان بدهيد.


نامه هاي عاشقانه ي قديمي را حفظ كنيد.


صورت حسابهاي بانكي و قبضها و ... را دور بياندازيد.


اگر نمي دانيد مي خواهيد با زندگيتان چه بكنيد، احساس گناه نكنيد.

جالبترين افرادي را كه در زندگي ام شناخته ام در 22 سالگي نمي دانستند مي خواهند با زندگيشان چه كنند.

برخي از جالبترين چهل ساله هايي هم كه مي شناسم هنوز نميدانند.




تا ميتوانيد كلسيم بخوريد.

با زانوهايتان مهربان باشيد.

وقتي قدرت زانوهاي خود را از دست داديد كمبودشان را به شدت حس خواهيد كرد.



ممكن است ازدواج كنيد، ممكن است نكنيد.

ممكن است صاحب فرزند شويد، ممكن است نشويد.

ممكن است در چهل سالگي طلاق بگيريد، احتمال هم دارد كه در هشتاد و پنجمين
سالگرد ازدواجتان رقصكي هم بكنيد.

هرچه مي كنيد، نه زياد به خودتان بگيريد، نه زياد خودتان را سرزنش كنيد.

انتخابهاي شما بر پايه ي 50 درصد بوده، همانطور كه مال همه بوده.



دستورالعملهايي كه به دستتان ميرسد را تا ته بخوانيد، حتا اگر از آنها پيروي نمي كنيد.


از خواندن مجلات زيبايي پرهيز كنيد.

تنها خاصيت آنها اين است كه بشما بقبولانند كه زشتيد.


با خواهران و برادران خود مهربان باشيد.

آنها بهترين رابط شما با گذشته هستند و به گمان قوي تنها كساني هستند كه
بيش از هر كس ديگر در آينده به شما خواهند رسيد.


به ياد داشته باشيد كه دوستان مي آيند و مي روند، ولي آن تك و توك دوستان
جان جاني كه با شما مي مانند را حفظ كنيد.


براي پل زدن ميان اختلافهاي جغرافيايي و روشهاي زندگي سخت بكوشيد، زيرا
هرچه بيشتر از عمر شما بگذرد، بيشتر پي مي بريد كه به افرادي كه در جواني
مي شناختيد محتاجيد.



سفر كنيد

برخي حقايق لاينفك را بپذيريد:

قيمتها صعود مي كنند، سياستمداران كلك ميزنند، شما هم پير ميشويد.

و آنگاه كه شديد، در تخيلتان به ياد مي آوريد كه وقتي جوان بوديد قيمتها
مناسب بودند، سياستمداران شريف بودند، و بچه ها به بزرگترهايشان احترام
مي گذاشتند.


به بزرگترها احترام بگذاريد.


توقع نداشته باشيد كه كس ديگري نان آور شما باشد.

ممكن است حساب پس اندازي داشته باشيد.

شايد هم همسر متمولي نصيبتان شده باشد.

ولي هيچگاه نمي توانيد پيش بيني كنيد كه كدام خالي ميشود يا بشما جاخالي مي دهد.


خيلي با موهايتان ور نرويد وگرنه وقتي چهل سالتان بشود، شبيه موهاي هشتاد
ساله ها ميشود.


نخ دندان به كار ببريد .


در شناخت پدر و مادرتان بكوشيد ،هيچ كس نمي داند كه آنان را كي براي
هميشه از دست خواهيد داد.


دقت كنيد كه نصايح چه كسي را مي پذيريد، اما با كساني كه آنها را صادر مي
كنند بردبار و صبور باشيد.


نصيحت ، گونه ي ديگر غم غربت است.

ارائه ي آن روشي براي بازيافت گذشته از ميان تل زباله ها، گردگيري آن و
ماله كشيدن بر روي زشتي ها و كاستي هايشان و مصرف دوباره ي آن به قيمتي
بالاتر از آنچه ارزش دارد، است.

اما اگر به اين مسايل بي توجه هستيد لااقل حرفم درمورد كرم ضد آفتاب بپذيريد.

 

 


جمله اي بسيار زيبا از كورش بزرگ

۱۰۴ بازديد
 

اگر خواستي بداني چقدر ثروتمندي هرگز پولهايت را نشمار

قطره اي اشك بريز و دستهايي را كه براي پاك كردن اشكهايت مي آيند بشمار

 

اين است ثروت واقعي !!!

كـورش بــزرگ

 


77

۱۰۲ بازديد




سخنان وگفته هاي بسيار زيبا و آموزنده و ژرف

۱۱۳ بازديد
 


گاه براي ساختن بايد ويران كرد، گاه براي داشتن بايد گذشت ، و گاه در اوج تمنا بايد نخواست!
-----------------------------------
خدايي را كه به اجبار به ياد آوري بي اختيار فراموشش خواهي كرد.
-----------------------------
به چشمي اعتماد كن كه به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ،
به دلي دل بسپار كه جاي خالي برايت داشته باشد و
دستي را بپذير كه باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است.
------------------------------------
خدايا!
بيامرز برايم همه گناهانى را كه مرتكب شدم و تمام خطاهايى كه به آنها آلوده گشتم.
خدايا!
با ياد تو به سويت نزديكى مى‏جويم و از ناخشنودى تو به درگاه خودت شفاعت ميطلبم،و از تو خواستارم‏ به جودت مرا به بارگاه قرب خويش نزديك گردانى و سپاس خود را نصيب من كنى،و يادت را به من الهام نمايى.
خدايا!
از تو درخواست مى‏كنم،درخواست بنده‏اى فروتن،خوار و افتاده،كه با من مدارا نمايى و به من رحم كنى و به آنچه روزى‏ام نموده‏اى‏ خشنود و قانع بدارى و در تمام حالات در عرصه تواضعم بگذارى.
------------------------
لحظه هايي هست كه دلت مي خواهد آرام بنشيني و تكيه كني
بر چيزي
بر جايي
نه بر كسي.
كه مدتهاست از تكيه كردن بر آدمها پرهيز كرده اي
مي هراسي از اينكه در اوج آرامش يكي پشتت را خالي كند و روي هوا معلق بماني
لحظه هايي هست كه نمي تواني حتي بر باد هم تكيه كني
شايد تند بوزد و از جا به درت كند
شايد آرام بوزد و پشتت را نوازش دهد
و شايد وزيدن را متوقف كند.
آموخته اي كه تكيه كردن را فراموش كني و چگونه محكم ايستادن را بياموزي.
آموخته اي كه محكم بايستي
راسخ.
قاطع
آنقدر كه اگر بادي
گردبادي بوزد تو هيچ نفهمي و تنها بايستي.
تنهاي تن ها.
--------------------------------
از هر چيز تعريف كرند، بگو مال خداست و كار خداست.
نكند خدا را بپوشاني و آن را به خودت يا به ديگران نسبت بدهي كه ظلمي برزگ تر از اين نيست.
هر زيبايي و خوبي كه ديدي، ربّت را ياد كن؛

 

تازه ميفهمم بازي هاي كودكي حكمت داشت
"
زو" تمرين روزهاي نفس گير زندگي بود.
---------
اين "آينده" كدام بود كه بهترين روزهاي عمر را حرامِ ديدارش كردم؟
---------
مشكل جهان اين است، كه نادان ها كاملاً به خود يقين دارند،
در حالي كه دانايان، سرشار از شك و گمانند ...
---------
گرفتن آزادي از مردمي كه نمي خواهند برده بمانند سخت است
اما دادن آزادي به مردمي كه مي خواهند برده بمانند سخت تر است...
------------------------------------
بار خدايا!
از كوي تو بيرون نرود پاي خيالم
چه براني، چه بخواني، چه به اوجم برساني، چه به خاكم بكشاني
نه من آنم كه برنجم، نه تو آني كه براني...

من ميتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته خو يا شيطان صفت باشم.

من مي توانم تو را دوست داشته يا از تو متنفر باشم.

من ميتوانم سكوت كنم، نادان و يا دانا باشم.

چرا كه من يك انسانم، و اينها صفات انسانى است

و تو هم به ياد داشته باش:

من نبايد چيزى باشم كه تو ميخواهى، من را خودم از خودم ساختهام.

منى كه من از خود ساختهام، آمال من است.

تويى كه تو از من مي سازى آرزوهايت و يا كمبودهايت هستند.

لياقت انسانها كيفيت زندگى را تعيين ميكند نه آرزوهايشان

و من متعهد نيستم كه چيزى باشم كه تو ميخواهى

و تو هم ميتوانى انتخاب كنى كه من را ميخواهى يا نه

ولى نميتوانى انتخاب كنى كه از من چه ميخواهى

ميتوانى دوستم داشته باشى همين گونه كه هستم، و من هم.

ميتوانى از من متنفر باشى بى هيچ دليلى و من هم.

چرا كه ما هر دو انسانيم.

اين جهان مملو از انسانهاست.

پس اين جهان ميتواند هر لحظه مالك احساسى جديد باشد.

تو نميتوانى برايم به قضاوت بنشينى و حكمي صادر كني و من هم.

قضاوت و صدور حكم بر عهده نيروى ماورايى خداوندگار است.

دوستانم مرا همين گونه پيدا مي كنند و ميستايند.

حسودان از من متنفرند ولى باز ميستايند.

دشمنانم كمر به نابوديم بستهاند و همچنان ميستايندم.

چرا كه من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستى خواهم داشت،

نه حسودى و نه دشمنى و نه حتي رقيبى.

من قابل ستايشم، و تو هم .

يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد

به خاطر بياورى كه آنهايى را كه هر روز ميبينى و با آنها مراوده ميكنى

همه انسان هستند و داراى خصوصيات يك انسان، با نقابى متفاوت

اما همگى جايزالخطا

نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى و يادت باشد كه
اين ها رموز بهتر زيستن هستند ...

 

 


ســـــورنـــــا و پـيـــــــرزن

۱۰۵ بازديد
 

 

مي گويند زماني كه سورنا سردار شجاع سپاه امپراتور ايران «ارد دوم» از جنگ بر مي گشت به پيرزني برخورد
پيرزن به او گفت وقتي به جنگ مي رفتي به چه دلبسته بودي ؟
گفت به هيچ ! تنها انديشه ام نجات كشورم بود
پيرزن گفت و اكنون به چه چيز؟
سورنا پاسخ داد به ادامه نگاهباني از ايران زمين
پيرزن با نگاهي مهربانانه از او پرسيد :

آيا كسي هست كه بخواهي بخاطرش جان دهي ؟
سورنا گفت : براي شاهنشاه ايران حاضرم هر كاري بكنم
پيرزن گفت : آناني را كه شكست دادي براي آيندگان خواهند نوشت كسي كه جانت را برايش ميدهي تو را كشته است
و فرزندان سرزمينت از تو به بزرگي و از او به بدي ياد مي كنند

سورنا پاسخ داد : ما فدايي اين آب و خاكيم
مهم اينست كه همه قلبمان براي ايران مي تپد
من سربازي بيش نيستم و رشادت سرباز را به شجاعت فرمانده سپاه مي شناسند و آن من نيستم

پيرزن گفت : وقتي پادشاه نيك ايران زمين از اينجا مي گذشت همين سخن را به او گفتم و
او گفت پيروزي سپاه در دست سربازان شجاع ايران زمين است نه فرمان من

اشك در ديدگان سورنا گرد آمد، بر اسب نشست
سپاهش به سوي كاخ فرمانروايي ايران روان شد

ارد دوم ، سورنا و همه ميهن پرستان ايران هيچگاه به خود فكر نكردند

آنها به سربلندي نام ايران انديشيدند و در اين راه از پاي ننشستند

به سخن ارد بزرگ :

 

ميهن پرستي هنر برآزندگان نيست كه آرمان آنان است !